عبد الحسين نوايى
557
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
فرسا گرديده به دولت و اقبال وارد دار المؤمنين استراباد و از اطراف گروه گروه لشكر كوه شكوه به نهب واسر و قتل تركمانيهء شوميه و دفع و رفع آن طايفه دچار و بعد از گير و دار در آن خطهء خونخوار رجال آنها طعمهء شمشير آبدار و اطفال و نسوان آنها گرفتار قيد اسارت گشته و اسباب و دواب افزون از حيطهء احتساب به معرض اكتساب غازيان بهرام انتقام و دلاوران خونآشام درآمد . فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ « 1 » و بعد از تنبيه كامل كه بر سبيل عامل جهت هر يك از طوايف طاغيهء باغيهء يموت و گوكلان حاصل شد ، شاهباز بلند پرواز عقاب پيكر خاقانى به عزم صيد - افكنى و گيتى ستانى به جانب خراسان در پرواز و لواى نصرت التواى سلطانى در اهتزاز آمده با سپاه برق ستيز رعد خروش وارد چمن كالپوش و طنطنهء اين خبر لرزهافكن قلوب چمشكزك و ترك و رعبانداز خاطر كوچك و بزرگ گرديد . چون نائرهء شوق زمين بوسى درگاه عرش اشتباه مربعنشين صفهء صفاى امامت و والى ولايت و ايالت و كرامت ، سلطان شهرستان ارتضاء ، على بن موسى - الرضا عليه آلاف التحية و الثنا در كانون دل مشتعل بود ، اشهب شهاب آيين را رُجُوماً لِلشَّياطِينِ « 2 » به رهنوردى و عرقريزى و قطرهزن به جانب ارض فيض قرين ساختيم . در عرض راه امرا و خوانين سرحدات و همگى ريشسفيدان و رؤساى ايلات و ارباب اختيار ممالك خراسان را از ترك و كرد كه در قلاع بعيده و جبال سديده مصداق و مشحون مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً آمِنِينَ قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ « 3 » شرفياب آستان راستاننواز شده غاشيهء اطاعت و فرمانبردارى را پيرايهء بر و دوش و حلقهء بندگى و چاكرى را زيب گردن و گوش ساخته ، به لوازم خدمتگزارى پرداختند و به تاريخ محرم الحرام ، ظفر در يمين و نصرت در يسار ، وارد ارض فيض آثار و از جبههسايى عتبه مجتهد العصر و الزمانى ، ميرزا مهدى وارد سدهء سپهر معانى و سعادتاندوز بزم
--> ( 1 ) . سورة آل عمران آيه 11 . ( 2 ) . سورة الملك ، آيه 5 . ( 3 ) . سورة فصلت ، آيه 11 .